کیرم هم نمیدم بخوری گفت اینطوری میگم.انگار خیلی

0 views
0%

کیرم هم نمیدم بخوری

شما دوتا لز می کنید که دنیا بهم ریخت عصبانی شد گفتش خیلی ازش انتظار نداشتم انقدر دهن لق باشه اونم گفت راستش تو اسپانیا با گارسون هتل یه پسر جون الناز سکس کرد اونم چند بار منم اولش گفتم دروغ می گی ولی اونم گفت اگه نگی بهش بهت عکساشونو نشون می دم منم گفتم عکس گفت با هم کنار هم انداختن پسره اسپانیای بود گفتم اخه چرا دنیا گفت دلش می خواست تو هم نبودی گفتم 1 هفته دور بودیم که دنیا گفت زنه توهستش تو بایید بشناسیش عصابم بهم ریخت اومدم بیرون دو روز بعد دنیا پیام داد گفت کارت دارم منم رفتم خونشون ولی کسی نبود دنیا خیلی صمیمی نشست کنارم هی شروع کرد گفت زندگیتو واسه اشتباه الناز به هم نزن منم گفتم اخه مگه میشه بهش فکر نکرد اونم گفت تو خودت اشتباه نمی کنی منم گفتم اره ولی زن فرق می کنه دنیا هم گفتش ما هم دلمون می خواد منم که یه جوری عصبی بودم گفتم تو چی دلت می خواد اونم گفت نمی دونم که یه دفعه اروم از هم لب گرفتیم بعدش دستشو گذاشت رو کیرم منم سینشو خوردم رو مبل دراز کشید ساپورتشو دراوردم شرتش سفید بود یه کسه سبزه داشت اروم واسش خوردم اونم صداش رفته بود بالا منم کیرمو دادم واسم خورد همچین می خورد که انگار می
در انتظارمه.
رفتم تو و دیدم به خودش رسیده گرم گرفتیم اومد کنارم نشست و دیدم مضطربه صورتشو تو دستام نگه داشتم واقعا عاشقش بودم لباشو آورد و لبامو بوسید دیگه ول نکرد گفت بریم اتاق من دراز کشید تو تختش و گفت بیا دراز بکش کنارم منم رفتم کنارش دراز کشیدم.گفت میخوام منو مثل زنت بدونی و هرکاری دوست داری بکنی منم چون یجوری میترسیدم گفتم انشاله وقتی زنم شدی اونوقت همه کار میکنم اونم دلخور شد و گفت من الان میخوام خودش لباسشو محکم کشید که دکمه هاش پاره شد تن سفیدش افتاد بیرون یه سوتین سیاه تنش بود.سینه هاش کوچیک بودن مثل خودش.لباس منم آروم درآورد و شروع کرد منو بغل کردن و گفت میخوام باسیلی بدنمو سرخ کنی منم خودش با دستاش چند ضربه به صورت خودش زد و گفت اینطوری میگم.انگار خیلی حشری شده بود. یهو زنگ تلفنشون زده شد مثل برق ازجاش بلند شد و لباسی که پارش کرده بود پوشید و یکمی با عجله رفت بیرون دیدم جیغ کشید با ترس پریدم از اتاق بیرون و دیدم در هال رو باز کرد گریه کنان و جیغ زنون دوید تو حیاط دویدم دنبالش ببینم چی سکس ایرانی شده که رفت در حیاط رو باز کرد و گریه کنون گفت کمکم کنین دیدم دوتا مامور ریختن تو حیاط و تا میخوردم زدنم. شوکه شده بودم خانوم مامور یه چادر آورد داد که سرش کنه.همه ی محله ریخته بودن خونه و کتک خوردن من و گریه کردن اونو میدیدن منم که لباس تنم نبود و فقط شلوار پام بود خواستم فرار کنم که همه اهالی محله گرفتنم و تا میخوردم زدنم.

کیرم هم نمیدم بخوری

کس شو باید پاره میکردم
تو دادگاه خانوادم یه طرف و خانواده ی اون یه طرف و چندتا از همکلاسیهام هم بودن تلاش وکیلم و رضایت دادن طرف مقابل شلاق و زندان محکوم شدم.بعد تحمل شلاق و زندان اومدم بیرون.اما کجا برم با چه رویی برم.رفتم خونه ی دوستم. دوستمو فرستادم خونمون که از مامانم همه مدارکمو بگیره.اون موقع صدهزار تومان هم گذاشته بود تو مدارکم و داده بود به دوستم که برام بیاره.ناچار رفتم خونه ی پسر عمه ی بابام تو کاشان.چون بهایی بود زیاد باهاشون ارتباط نداشتیم واسه همین نمیدونست قضیه منو.واسه همین من خودم براش تعریف کردم جریان رو اونم هیچی نمیگفت بعدش گفت یه پیشنهاد دارم اونم اینکه بفرستمت کانادا چون دخترش مقیم اونجا شده بود واسه همین راحت تونستم برم اونجا.رفتم تو یکی از دانشگاه های اونجا ثبت نام کردم

کیرمو از تو کسش دراوردمو گذاشتم دم سوراخ کونش

کیرم و بخور حالا
گذشت و گذشت بازم یه روز بهم زنگ زدن و گفتن دختره پیش خانوادم رفته و اقرار کرده و گفته که همش تقصیر اونه بعد بابام زنگ زد و گفت که برگرد و این دختره حالش خوب نیست و میخواد ازت حلالیت بطلبه.من برگشتم نه بخاطر اون بلکه بخاطر خانوادم.از تدریس تو کانادا هم یکمی پول پس انداز کرده بودم که باهاش یه ماشین پرشیا خریدم که اون موقع تازه داشت وارد بازار میشد چون نمیخواستم بمونم برا همین به اسم بابام کردم.وقتی رسیدم خونه همه ی فامیل تو خونه بودن و منتظر من.همشون بغلم میکردن و میبوسیدنم و میگفتن حلالشون کنم
خلاصه چند روزی گذشت و من خواستم برم پیش دوستم که ازدواج کرده بود.با ماشینم رفتم پیشش و همراه اون و خانومش رفتیم بیرون و صفا تو راه بهم همه ی قضیه رو گفت:
که یه دو ماه پیش لیلی با شوهرش تصادف کردن و شوهرش در دم جون داده و خودشم از کمر به پایین فلج شده و چون ماشین آتیش گرفته بود زود نجاتش دادن اما نصف صورتش سوخته بود.
بعد اومده بود و همه ی قضیه رو به خانوادم گفته بود و چرا اینکارو کرده بود.چون من ازش زرنگتر بودم و محبوب همه ی همکلاسیهام واینکه یه بار بخاطر اینکه تو یه امتحان بهش نشون نداده بودم و باعث شدم مشروط بشه.با دوستش این نقشه رو کشیده بودن که که یجوری ازم تلافی کنن.قرار بود وقتی من وارد خونه لیلی شدم دوستش زنگ بزنه به پلیس . بگه که یه پسر وارد خونه ی دوستش شده و قصد آزارشو داره و قرار بود وقتی مامورها به خونه رسیدن با موبایلش به خونشون زنگ بزنه و در این حالت لیلی خیلی حساب شده با گریه و داد به سمت در فرار کنه یعنی اینکه قصد تجاوز به من رو داره و از قصد صورتشو با سیلی سرخ کرده بود و پیرهنشو پاره کرده بود یعنی اینکارها رو به زور با من کردن.
دوست لیلی هم که بانی اون نقشه ی شوم بود چون بچه دار نمیشد.شوهرش طلاقش داده بود از ناراحتی خودشو حلق آویز کرده بود
اون موند با یه ویلچر که مرگشو انتظار میکشید و من موندم با یه آینده ی خوب و شاد که انتظارمو میکشید
verified profile,blonde,milf,amateur,homemade,curvy,POV,surprise,family,reality,fucks,taboo,allows,step-son,step-mom,point-of-view,big-natural-tits,step-mother,good-grades,reward-sex,lets-inside

From:
Date: March 19, 2020